سعيد الدين سعيد فرغاني
65
مشارق الدراري ( شرح تائية ابن فارض ) ( فارسي )
ادراك ذهنى وعلم ارتسامى كه از آن به « العلم هو الصورة الحاصلة من الشيء عند العقل » تعبير نموده اند . پس معرفت به اصطلاح ارباب عرفان در قسم نهايات عبارت است از « اتحاد العارف بالمعروف بكونهما شيئا واحدا ، او كون ذات المعروف في العارف » ولذا لا تعرف الشيء الا بما فيك منه او بما فيه منك . صدر الحكماء در بين ارباب حكمت ، مفصّل در اين مسأله بحث فرموده و آن چه را كه ارباب ذوق تقرير نموده اند ، آن حضرت با براهين عقليه مورد تحقيق قرار داده است . نگارنده در مبحث اتحاد عاقل ومعقول واتحاد هر صورت ادراكى با مدرك خود - تبعا لصدر ارباب الحق واليقين - بيان كرده ام كه علم به حقيقت هر شيء ، بدون دريافت ذات وحقيقت آن شيء محال و غير ممكن است ، چه آن كه حقيقت هر شيء عبارت است از وجود خاص آن شيء وادراك انحاى وجودات از طريق علم حصولى كه به منزلهء شبح و صورت وظهور ضعيف آن شيء است ، ادراك به وجه است ونيز بيان كرده ايم كه از طريق علم حضورى وادراك شيء از راه ادراك علل وجودى آن ، به علم حضورى اشراقى ممكن است و هر چه جهات تمايز ومباينت وكثرت بين عالم و معلوم كم باشد ، علم تامتر ومعرفت صريحتر است وادراك صميم ذات شيء با اتحاد با آن شيء امرى واحد است واثبات اتحاد مدرك با مدرك ، بعينه اثبات اتحاد نفس مدركه با عقل فعال است . معرفت داراى سه درجه و متصديان درك حقايق بر اين منوال بر سه فرقه تقسيم مىشوند : درجهء اول معرفت ، شناسايى صفات ونعوت اشياست « وقد وردت أساميها بالرسالة وظهرت شواهدها في الصنعة بتبصير النور القائم في السرّ وطيب حياة العقل لزرع الفكر وحياة القلب بحسن النظر ، بين التعظيم وحسن الاعتبار وهي معرفة العامة التي لا ينعقد شرائط اليقين الا بها » صاحب رسالت ، حضرت ختمى مرتبت - صلوات الله عليه - و اهل بيت وعترت طاهر او در ادعيه ومناجات خود صفات ونعوت واسماى خاص بر حق اطلاق نموده اند و به آن اسما حق را خوانده اند ونيز در قرآن اسما وصفاتى به حق ومعبود كل اطلاق شده است كه ما بايد با همين اسما حق را بخوانيم و در مقام ادعيه واذكار به آن حضرت و اهل بيت او تأسّى نماييم ، لذا گفته اند اسماء الله توقيفى هستند .